خرید بک لینک

و باز هم مسقط ...تا چند ساعت پیش تنها نبودم ولی الان هستم...

تنهای تنها

حسیه برا خودش.. تنهایی

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17

باورم نمیشه شهریور شده ...

باورم نمیشه این قدر سریع گذشته امسال. باورم نمیشه تابستونی که شاید 7-8 سال قبل روزشمار می کردم تا تموم شه و خیلی طولانی می شد برام این قدر زود داره می گذره.

بقیه میگن خیلی درگیر کاری... اما من میگم با کار زندگی میکنم و برام لذت بخشه...

میدونم که دورم. می خوام که گاهی سعی کنم وقت بذارم برا فکر کردن. اما کمه و زودگذر...

عرفه تموم شده و محرم تو راهه...

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17

میون این همه شلوغی و هیاهوی کاری ... بعضی وقتا یهو آروم میشه همه چی...

نه زنگی نه پیامی نه ... درو میبندیو و میری تو عمق خودت... خیلی نادره اما هست و همین بودنش گاهی آرامش بخشه... احساس پوچی میده اما جذابه.

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17

گاهی تغییر سخته.

گاهی این که نباید اون کاری که همیشه انجام میدادی رو انجام بدی سخته.

گاهی احساس خلا می کنی اگه کاری که عادت بهش کردی رو قرار نباشه انجام بدی...

اما اگه بتونی باهاش بجنگی شاید نتیجش خوب باشه...

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17

گاهی از دست خودم و کارام خسته میشم... خیلی زیاد.

کاش میشد زورم به خود بی خودم میرسید...

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17

امیدوارم تنهایی این بار موفقیتش بیشتر باشه...

دارم تمرین می کنم

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17

میگن آدما میرسن به میانسالی دیگه اون پاکی و بی غل و غشی جوونی رو از دست میدن...راحت تر دروغ میگن، راحت تر جفا می کنن، راحت تر خودشون نیستن، نقاب دارن و راحت تر درگیر روزمرگی میشن...حداقل من دوسش ندارم

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17

مطمئنم یکی دو ماه آینده دیر میگذره...

اینم اون روی سکه. گاهی خیلی زود گاهی هم دیر...

خدایا امید به توست فقط

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17

حتما توش حکمته وقتی نمی شود ...

مشکل اینه که به حکمتش باور نداری.

مشکل اینه وقتی می شود یادت میره که ممکن بود نشه ...

مشکل از ماست که گاهی یادمون میره... بعضی وقتا هم بیشتر از گاهی...

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17

چقدر حس عجیبی دارم امروز که تو دفتر کار تنهام. یاد این سال ها... کسایی که یه روزی بودن و الان نیستن پیشمون.قبلنا همیشه از شلوغی و ریختن کارها رو سرم استقبال می کردم... اما الان نمیدونم حسم چی میگه.برا

برچسب: نویسنده: آریا اکبری تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17

صفحه بندی